گۆڕان نیوز- فردين کمانگر: زندگي، با موسيقي درهم آميخته و انسانها در همه لحظات از موسيقي لذت ميبرند، حتي در دنياي امروزي که انسانها با بسياري از دستها و پنجه نرم ميکنند، بازهم به دنبال غذاي مناسب براي روح و روان هستند. امروزه توليد آثار موسيقايي با تغيير و تحولات بسياري مواجه شده و با ورود فناوريهاي جديد، شاهد افزايش توليد آثار موسيقايي هستيم که برخي از اين توليدات با ذائقه و سليقه مخاطبان جور در نميآيد و مخاطبان هنوز به دنبال نيازهاي خود هستند و فعالان حوزه موسيقي بر اين باورند که در توليدات آثار بايد نيازهاي مخاطب را شناسايي و به کيفيت آثار نيز بيشتر داده شود.
«حسام الدين لُرنژاد» از هنرمندان و خوشخوانهاي نامي کردستان در سال 1356 در خانواده هنرپرور و هنرمند چشم به دنيا گشود. وي در مورد فعاليتهاي هنريش چنين بيان ميکند که با صدا و ترانههاي پدر بزرگ شده و از همان ايام کودکي، با توجه به اينکه پدر و عمويش حشمت الله و يدالله لُرنژاد متخلص به شيداي کرمانشاه از هنرمندان و شاعران نامي کرمانشاه بودند هنرمندان بسياري از مناطق مختلف براي اجراي برنامههاي هنري به منزل آنها رفت و آمد داشتند و در حقيقت خانهاي داشتيم از جنس هنر. دغدغه وي تلاش براي توليد آثار فاخر، کمک و حمايت از فعالان موسيقي و توسعه و ارتقاي هنر موسيقي است. پيرامون بررسي وضعيت موسيقي در کردستان با حسام الدين لُرنژاد، «گۆڕان نیوز» گفتوگويي انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
در مورد آثار توليدتان نيز توضيح دهيد که تاکنون چند آلبوم را توليد و منتشر کردهايد؟
در حدود 15 تا 20 اثر را توليد و منتشر کردهام که چندين اثر از اين آثار توانسته در سطح کشور بازتاب بسيار خوبي را را داشتند که ميتوان به آلبوم با قديسان دو اشاره کرد و سعي کردم که در توليد آثار، کيفيت و نگاه حرفهاي را در اولويت قرار دهم و اين امر عاملي شده که اين آثار مخاطب پسند باشد. پس از آشنايي با استاد جليل عندليبي، اولين آلبوم رسمي بنده تحت عنوان با قدسيان 2 توليد و پخش شد در اين مورد بايد عنوان کنم که با توجه به اينکه صدا و سيما داراي سياستهاي خاص خود ميباشد متاسفانه اين سياست، سياست استفاده ابزاري است و آلبوم با قدسيان 2 که داراي مضمون عرفاني بود اين سازمان بهرهبرداريهاي لازم را از اين اثر انجام داد و در سال 1376 نيز که پخش شد بيش از يک ميليون و 700 هزار نسخه اورجينال از اين اثر در سراسر ايران به فروش رسيد اثري ماندگار که جا دارد در اين گفتوگو تقدير و تشکر خود را از زحمات استاد جليل عندليبي که تلاش زيادي را براي توليد اين اثر انجام دادند را داشته باشم.
به صدا و سيما اشاره کرديد اين سازمان چه رسالتي را در قبال هنرمندان برعهده دارد؟
نقدي که از سازمان صدا و سيما دارم متاسفانه صدا و سيما سياست استفاده ابزاري را از هنرمندان را در پيش گرفته و اين بزرگترين آسيبي است که در حوزه هنر وجود دارد و امروز بايد صدا و سيما شان و کرامت هنرمندان را در الويت کاري خود قرار دهد.
شما به عنوان يک هنرمند، که در حوزه موسيقي فعاليت ميکنيد وضعيت موسيقي کردستان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
در پاسخ به اين پرسش بايد عنوان کنم که متاسفانه انقلاب بزرگي در حوزه موسيقي شکل گرفته، که ميتواند آسيب جدي به موسيقي به ويژه موسيقي کرُدي وارد کنند. آسيبي که به آن اشاره کردم به دليل استفاده از ، «وي استي سمپلير»، صداهاي آماده و استفاده از نرم افزارهاي آماده در حوزه توليد آثار موسيقي است که اين امر ميتواند تهديدي براي موسيقي باشد زيرا در گذشته شرايط کار در حوزه توليد آثار موسيقايي چنين نبود، تنظيم کننده از آکورد و بيس شروع ميکرد و براي فعاليت در اين حوزه نيازمند مدارک آکادميک و دانش علمي بود اما امروز چنين نيست متأسفانه با تمام احترامي که براي عزيزاني که در اين حوزه فعاليت ميکنند قائلم، اما برخي از فعالان حوزه موسيقي، جاي نوت را هم اصلاا نميدانند. موسيقي کُردي با وجود جايگاه و توانمنديهايش، امروز به سمت دنياي لُمپنيسم هنري پيش ميرود که اين امر شايد به شيوهاي آگاهانه و يا به دليل کنار گيري هنرمندان نامي و چهرههاي صاحب نام در حوزه موسيقي باشد و با توجه به شرايط موجود و آثاري که عرضه شده، بنده وضعيت را خوب و مناسب ارزيابي نميکنم.
باتوجه به توضيحات شما از وضعيت موجود موسيقي کردستان، به مشکلات موسيقي کُردي نيز اشاره کنيد.
موسيقي کردي با مشکلات متعددي مواجه است در حوزه شعر و ترانه تنظيمات موسيقي ريتم و همچنين در موسيقي شاهد تکرار شدن هستيم و اين تکرار را در جامعه نهادينه کرديم و امروز مردم بيشتر علاقهمند به شنيدن موسيقي با ريتم دو چهار هستند البته اين نقد به معناي مخالفت ما با موسيقي شاد نيست. ذات موسيقي کُردي حرکت و شادي را با خود به همراه دارد و در کنار آن مقام و ترانههاي عاشقانه و حماسي و غير را هم دارد و بايد اين موارد نيز مورد توجه قرار گيرد و اين رسالت هنرمندان است که در اين حوزه نيز گامهايي بردارند تا موسيقي کُردي از رشد و پشيرفت بازنماند.
جامعه به چه نوع موسيقي نياز دارد؟
در جامعه امروز، همه حوزهها با هم تداخل پيدا کردند و بايد راهي براي برون رفت از وضعيت موجود ارائه دهيم و براساس نيازهاي جامعه آثار جديد را خلق کنيم و تنها به يک نوع و يا يک سبک خاص بسنده نکنيم زيرا به همان اندازه که جامعه ما به موسيقي شاد و ريتميک نياز دارد و به نوعي موسيقي نيز نيازمند است که تفکر را به جامعه انتقال دهد همه زندگي انسان که موسيقي شاد و ريتميک نيست. همانطور که آثار هنرمندان نامي کردستان را بررسي ميکنيم در کنار موسيقي شاد ساير موسيقيها همچون عارفانه، حماسي، مقام و عاشقانه آثار فاخري را توليد کردند و اين نشان از دانش و آگاهي اين هنرمندان از وضعيت جامعه خود بوده زيرا انسانها در شرايط خاصي که قرار ميگيرند غذاي روح و روان خود را از موسيقي دريافت ميکند.
آيا ما توانستيم از ظرفيتها و تواناييهاي موسيقي در زندگي بهرهبرداري لازم را داشته باشيم؟
در اين مورد نيز بايد عنوان کنم که موسيقي با زندگي انسان آميخته شده است در ديداري که با موسيقيدان نامي لوريس چکناواريان داشتم عنوان کردند که «زلزلهاي در ارمنستان اتفاق افتاد من حرکت نماديني را به فاصله 500 کيلو آغاز کردم راهپيمايي، که شهر به شهر و روستا به روستا سفر ميکردم کمک و حمايتهاي مردمي را براي کمک به حادثه ديدگان زلزله ديدگان جمعآوري ميکردم وقتي که به مقصد رسيد مردم در ميدان شهر جمع شدند و من به آنها گفتم کمک و حمايتهايي را براي شما آوردم از من چه کاري ميخواهيد که براي شما انجام دهم؟ که همگي درخواست کردند که سالن کنسرت و مکاني براي اجراي موسيقي را احداث کنيم زيرا آنچه که به زندگي حرکت ميبخشد صداي موسيقي و فعاليتهاي هنري است» هنر ميتواند ما را به زندگي بازگرداند که متاسفانه امروز چنين نيست.
از ديدگاه شما چرا بسياري از آثار هنري به ويژه موسيقي در حافظه جامعه و مخاطب ماندگار نيست؟
موسيقي اگر همراه با ساختار و علم باشد ماندگار خواهد بود امروز بسياري در اين حوزه فعاليت ميکنند به دليل کيفيت آثار توليدي، نامي از آنها در عرصه موسيقي به جا نمانده است و در مقابل آثار هنرمندان نامي همچون استاد مظهر خالقي، عليمردان، استاد حسن زيرک، حشمت الله لُرنژاد و ديگر هنرمندان در دل تاريخ و در دل مردم براي هميشه ماندگارند و اين نشان از کيفيت آثار و کار حرفهاي اين هنرمندان است.
متاسفانه امروز فرهنگ لمپنيسم را به جامعه القا کردند تزريق موسيقيهايي که فاقد پشتوانه علمي و هنري است به يک آسيب براي حوزه موسيقي تبديل شده است. وظيفه همه هنرمندان و فعالان حوزه موسيقي و فعاليتهاي فرهنگي است که براي حفظ و پاسداري از موسيقي اصيل حضور پيدا کنند و امروز وظيفه ماست که به داد موسيقي و به ويژه کُردي برسيم.
شما به عنوان يک هنرمند در بحث حمايت از هنرمندان وظيفه دستگاههاي ذيربط چيست و مردم نيز چه وظيفه اي در قبال جامعه هنري دارند؟
در اين مورد نيز بايد عنوان کنم که تکليف و وظيفه مسئولان مشخص است مسئولان کمتر براي هنرمندان ميسوزد و به همين يک جمله بسنده ميکنم اما جامعه ما چه وظيفهاي دارد مردم تا اندازهاي که ميتوانند براي حفظ فرهنگ و موسيقي از نسخه اورجينال و شرکتي استفاده کنند زيرا هنرمندان براي توليد آثارشان هزينههاي زيادي را صرف ميکنند و مخاطبان عزيز و هنر دوست از خريد نسخههاي غير اورجينال پرهيز کند يک پيشنهاد هم براي همه مناطق کردنشين دارم کساني که دلسوز فرهنگ و هنر خود هستند با تاسيس يک بنياد فرهنگي هنري ماهيانه هزينه يک قليان را در آن صندوق بياندازند و از فعاليتهاي هنري با موسيقي و فرهنگي حمايت کنند و اين اقدام ميتواند به بزرگترين پشتيبان براي توليد آثار فاخر و هنري تبديل شود امروز بسياري از هنرمندان به دليل عدم حمايت مالي با نبود اسپانسر از عرصه خارج ميشوند و بايد در اين زمينه فرهنگ سازي شد تا مردم بتوانند بيش از پيش از هنرمندان و آثار آنها حمايت کند بايد رئسانس هنري در کردستان اتفاق بيفتد شرکت موسيقي نيازمند حمايت مردمي است زيرا رعايت حق کپي رايت در جامعه فرهنگي در جامعه بايد فرهنگ سازي و نهادينه شود.
