اسد صیدی عکاس پرتره سنندج 44

گۆڕان نیوز – اسد سیدی می‌گوید: پرتره فقط ثبت یک چهره نیست؛ روایت روح، شخصیت و هویت انسان است

فردین کمانگر روزنامه‌نگار

عکاسی پرتره، هنری است که فراتر از ثبت یک تصویر، به دنبال روایت شخصیت، احساس و جهان درونی انسان‌هاست. در میان عکاسان کردستان، نام اسد صیدی برای علاقه‌مندان هنر عکاسی نامی شناخته‌شده است؛ هنرمندی که با خلق پرتره‌های ماندگار از چهره‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی، توانسته نگاه خود را از مرزهای استان فراتر ببرد و در عرصه‌های ملی و بین‌المللی نیز خوش بدرخشد.

صیدی متولد سال ۱۳۵۸ در سنندج است. او در خانواده‌ای رشد کرد که عکاسی نه یک شغل، بلکه بخشی از زندگی روزمره آنها بود. حضور در آتلیه برادرانش، به‌ویژه زنده‌یاد «وهاب صیدی» که از استادان برجسته نورپردازی و پرتره بود، نخستین مدرسه هنری او شد؛ مدرسه‌ای که بعدها مسیر زندگی حرفه‌ای‌اش را رقم زد.

او تاکنون ده‌ها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و اقلیم کردستان عراق برگزار کرده و آثارش همواره با استقبال علاقه‌مندان هنر روبه‌رو شده است. به بهانه فعالیت‌های هنری این عکاس سنندجی، گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

چه چیزی شما را به سمت عکاسی پرتره سوق داد و چرا این شاخه را برای فعالیت حرفه‌ای خود انتخاب کردید؟

به باور من، هنر در وجود هر انسانی نهفته است، اما شکوفایی آن نیازمند آموزش، تجربه و پشتکار است. من در خانواده‌ای متولد شدم که عکاسی حرفه اصلی آن بود. از دوران کودکی در کنار برادرانم در آتلیه کار می‌کردم و همان‌جا نخستین تجربه‌های عکاسی را آموختم.

برادرم، زنده‌یاد وهاب صیدی، در حوزه پرتره و نورپردازی استادی کم‌نظیر بود و بخش بزرگی از آنچه امروز در عکاسی می‌دانم، حاصل سال‌ها شاگردی در کنار اوست.

اما نقطه عطف زندگی حرفه‌ای من زمانی رقم خورد که به‌طور اتفاقی در سال ۱۳۸۰ مجله‌ای خریدم و در صفحات پایانی آن با آثار استاد فخرالدینی روبه‌رو شدم. دیدن آن تصاویر نگاه مرا به عکاسی تغییر داد. همان روز فهمیدم که پرتره فقط ثبت یک چهره نیست، بلکه می‌تواند یک اثر هنری باشد. از همان زمان عاشق عکاسی پرتره شدم و تصمیم گرفتم تمام توان خود را در این مسیر به کار بگیرم.

به اعتقاد من، پرتره یکی از دشوارترین شاخه‌های عکاسی است؛ زیرا عکاس باید با کمترین عناصر بصری، شخصیت، احساس، منش و حتی جهان فکری سوژه را به تصویر بکشد.

به نظر شما یک پرتره موفق تا چه اندازه باید شخصیت واقعی سوژه را بازتاب دهد و تا چه اندازه حاصل نگاه عکاس است؟

پرتره موفق، تلفیقی از هر دو است. شخصیت واقعی سوژه باید در تصویر حضور داشته باشد، اما آنچه یک عکس را ماندگار می‌کند، نگاه و اندیشه عکاس است.

همیشه تلاش کرده‌ام پیش از فشردن شاتر، شناخت کاملی از فرد مقابل به دست آورم؛ اینکه چه دغدغه‌هایی دارد، چه مسیری را طی کرده و چه اثری بر جامعه گذاشته است. اگر از یک هنرمند، نویسنده، پزشک، فعال محیط زیست یا چهره فرهنگی عکس می‌گیرم، هدفم این است که مخاطب تنها یک چهره نبیند، بلکه بخشی از هویت و زندگی آن انسان را احساس کند.

فعالیت در کردستان چه تأثیری بر نگاه هنری شما داشته است؟

کردستان سرزمینی سرشار از زیبایی، فرهنگ، تاریخ و روایت‌های ناگفته است. طبیعت کم‌نظیر، آیین‌ها، موسیقی، پوشش، معماری و مهم‌تر از همه مردم اصیل این دیار، برای هر هنرمندی الهام‌بخش است.

زندگی در میان مردمانی که فرهنگ و هویت خود را نسل به نسل حفظ کرده‌اند، نگاه مرا به انسان و هنر عمیق‌تر کرده است. بسیاری از سوژه‌هایی که در آثارم دیده می‌شود، ریشه در همین سرزمین دارد.

همیشه تلاش کرده‌ام با زبان تصویر، بخشی از فرهنگ کردستان را به مخاطبان داخل و خارج از کشور معرفی کنم و خوشبختانه برخی از این آثار در نمایشگاه‌های بین‌المللی نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در میان آثار خود، پرتره‌ای وجود دارد که برایتان جایگاه ویژه‌ای داشته باشد؟

واقعیت این است که برای یک هنرمند، همه آثارش ارزشمند هستند؛ همان‌گونه که برای یک پدر یا مادر، همه فرزندان عزیزند. البته برخی تصاویر به دلیل زمان، مکان یا شخصیت سوژه، حس متفاوتی دارند. در آرشیو من پرتره‌هایی از شخصیت‌هایی وجود دارد که امروز دیگر در میان ما نیستند. هر بار که به آن تصاویر نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم بخشی از تاریخ و خاطره یک نسل در قاب دوربینم حفظ شده است. این آثار برای من تنها عکس نیستند، بلکه اسناد فرهنگی و عاطفی‌اند.

پیش از ثبت یک پرتره، چگونه با سوژه ارتباط برقرار می‌کنید؟

اولین اصل در عکاسی پرتره، اعتماد است. اگر سوژه احساس راحتی نداشته باشد، بهترین دوربین و نورپردازی هم نمی‌تواند عکس ماندگاری خلق کند.

من پیش از شروع عکاسی، زمان قابل توجهی را صرف گفت‌وگو می‌کنم. در خلال صحبت‌ها، رفتار، حالات چهره، نوع نگاه، حرکات دست و زبان بدن فرد را به دقت مشاهده می‌کنم. در واقع پیش از آنکه دوربین را آماده کنم، ذهنم در حال ثبت تصویر است. وقتی این ارتباط شکل گرفت، عکاسی آغاز می‌شود و نتیجه نیز طبیعی‌تر و صمیمی‌تر خواهد بود.

برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی چه نقشی در معرفی هنر پرتره دارد؟

نمایشگاه، مهم‌ترین پل ارتباطی میان هنرمند و مخاطب است.

نخستین نمایشگاه تخصصی پرتره شخصیت‌های ماندگار سنندج را برگزار کردم و پس از آن تاکنون نزدیک به ۲۰ نمایشگاه انفرادی و گروهی در شهرهای مختلف ایران و همچنین اربیل و سلیمانیه برگزار کرده‌ام.

نمایشگاه تنها محل نمایش عکس نیست؛ فرصتی برای گفت‌وگو، نقد، تبادل تجربه و شناخت بهتر هنر عکاسی است. هر نمایشگاه بازخوردهای تازه‌ای به همراه دارد و همین موضوع به رشد هنرمند کمک می‌کند.

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی، آینده عکاسی پرتره را چگونه می‌بینید؟

تکنولوژی با سرعت زیادی در حال پیشرفت است. امروز شبکه‌های اجتماعی، نرم‌افزارهای ویرایش تصویر و هوش مصنوعی بخشی از زندگی روزمره ما شده‌اند.

من این ابزارها را تهدید نمی‌دانم، بلکه فرصت می‌بینم. هوش مصنوعی می‌تواند به عکاس در مرحله ایده‌پردازی یا پردازش تصویر کمک کند، اما هیچ فناوری نمی‌تواند جای نگاه، احساس و تجربه یک هنرمند را بگیرد.

آنچه یک عکس را ماندگار می‌کند، فشردن دکمه شاتر نیست؛ بلکه اندیشه‌ای است که پشت آن قرار دارد.

به نظر شما عکاسی پرتره در کردستان چه ظرفیت‌ها و چه چالش‌هایی دارد؟

کردستان از نظر سوژه، یکی از غنی‌ترین مناطق ایران است. تنوع فرهنگی، پوشش محلی، موسیقی، آیین‌ها، هنرمندان، نویسندگان، پیشکسوتان، صنعتگران و حتی چهره‌های گمنامی که سال‌ها برای فرهنگ این سرزمین تلاش کرده‌اند، گنجینه‌ای ارزشمند برای عکاسی پرتره به شمار می‌روند.

با این حال، این حوزه با چالش‌هایی نیز روبه‌روست؛ کمبود گالری‌های تخصصی، محدود بودن امکانات حرفه‌ای، هزینه بالای تجهیزات، حمایت اندک از هنرمندان و نبود آرشیو تصویری منسجم از مفاخر کردستان از جمله مشکلاتی است که باید برای آنها برنامه‌ریزی شود. اگر این موانع برطرف شود، معتقدم عکاسان کردستان می‌توانند بیش از گذشته در عرصه‌های ملی و جهانی بدرخشند.

اگر بخواهید یک پروژه بلندمدت برای روایت تصویری فرهنگ و هنر کردستان اجرا کنید، چه موضوعاتی را در اولویت قرار می‌دهید؟

اگر فرصت اجرای چنین پروژه‌ای فراهم شود، دوست دارم مجموعه‌ای جامع با عنوان «چهره‌های ماندگار کردستان» خلق کنم؛ پروژه‌ای که در آن تنها به ثبت تصویر مشاهیر بسنده نشود، بلکه روایت زندگی، دغدغه‌ها و نقش آنان در فرهنگ این سرزمین نیز در قالب عکس مستند شود.

در کنار آن، ثبت پرتره استادان موسیقی، شاعران، نویسندگان، پیشکسوتان صنایع دستی، زنان هنرمند، هنرمندان تئاتر، کشاورزان، چوپانان، دف‌نوازان، راویان فرهنگ شفاهی و حتی کودکان مناطق روستایی را نیز ضروری می‌دانم؛ زیرا معتقدم هویت یک سرزمین فقط در چهره مشاهیر خلاصه نمی‌شود، بلکه در سیمای مردم عادی نیز جریان دارد.

آرزوی من این است که روزی مجموعه‌ای تصویری از انسان‌های کردستان به یادگار بماند؛ مجموعه‌ای که نسل‌های آینده با دیدن آن، تاریخ، فرهنگ، هنر و روح این سرزمین را بهتر بشناسند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *