نازک خیالان کردستان

مادر

شیلان رحیمی


خورشید خاموش شب‌های من،
روشنایی خواب‌های کودکی ام،
مرهم دل خسته ام،
نور روز‌های خستگی ام،
مادرم؛
بی‌تو شب‌هایم سرد و خالی،
از سکوت و درد مالامال.
بی‌تو پژمرده ام.
بی تو سردم.
مادرم؛
بی‌تو روزهایم خالی،
گریه‌هایم بی‌صداست.
بی‌تو شب‌هایم پر از هق‌هق،
پر از حسرت،
پر از فریادهاست.
مادرم؛
تو آرامشی بر زخم های خستگی ام.

باز هم حرف بزن

سوگل زندکریمی

آتشی در درونم،
همچون دریایی موّاج،
آشفته‌ام.
حرف‌هایی در دل دارم.
همچون نگاهی چشم به راه،
خشک می شود،
زبانم.
تو می گفتی…
و دنیا برایم رنگ تازه‌ای پیدا می‌کرد،
در شکوهی متفاوت.
با تو،
همه چیز بزرگ بود،
دریا بود،
معنایی جدیدی داشت.باز هم حرف بزن.
به جبران همه‌ی روزهای صبوری،
که آسان نبود.
حرف بزن،
ای کوه صبر،
و با من بمان.

شعری برای تو

شنیا احمدی

شعرهای من،
همه اسرار نهانی ست،
برای تو.
اسرا؛
در دل،
شوقی پنهان دارم؛
که به یاد تو،
در سینه ام،
می تپد.
بی تابم.
بی تاب آن روز روشن،
که در آغوشت بگیرم.
و پرواز کنم در آسمان عشق.
به سوی تو،
ای نور چشمانم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *