تیتر عکس

گۆڕان نیوز – در دیدار امروز رئیس‌جمهور با فعالان اجتماعی و فرهنگی کردستان نماینده‌ی هنرمندان پشت تریبون ایستاد و تنها خواسته‌اش را مشکلات و مزایای «کارت هنر» عنوان کرد. در آن لحظه گویی تمام دردهای بی‌سالن، بی‌موزه، و بی‌اعتباری فرهنگی و حتی دغدغه‌ها و مشکلات حوزه دف، تورم و افزایش هزینه‌های تولید اثار هنری که در یک کارت خلاصه شد؛ انگار دردِ بی‌کارت ماندن، از دردِ بی‌سقف ماندن هنر، سخت‌تر است.
امروز فرصتی مهیا شده بود تا عده‌ای که بعنوان نماینده‌ اقشار و طیف‌های مردم در نشست با رئیس‌جمهور حضور پیدا کرده بودند با اشراف کامل بر مسائل و مشکلات استان، مطالبات و خواسته‌های خود را به رئیس جمهور انتقال می‌دادند اما اینچنین نشد.
در حوزه باید گفت: شاید شاعر اگر بیمه داشت، غزلش را آسوده‌تر می‌سرود و نقاش اگر امنیت شغلی می‌یافت، رنگ امید بیشتری بر بوم می‌پاشید. اما اینجا، در کردستانی که موزه‌ی موسیقی‌اش هنوز در نطفه مانده و چندین پروژه عمرانی از جمله تالار فرهنگش سال‌هاست پشت درِ بودجه صف کشیده، «کارت هنر» تنها نشانی‌ست از گفت‌وگویی کوتاه میان فرهنگ و سیاست؛ گفت‌وگویی که بیشتر شبیه ثبت اثر انگشت بر برگه‌ای اداری است تا صدای بلند مطالبه‌ی فرهنگی.
متأسفانه خواسته‌های ما از سقف رؤیاها به کف نیازهای اداری رسیده است. جایی که هنرمند نه برای خلق اثر، بلکه برای گرفتن مجوز و کارت، صف می‌کشد و این، شاید تلخ‌ترین تصویر از نسبت میان هنر و نهاد باشد.
در نهایت باید گفت:
هنر ما هنوز بی‌سقف است، بی‌پناه است، بی‌موزه است…
اما کارت دارد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *